بدون عنوان
سلام دختر نازنینم نازنین ما؛ امروز برای اولین بار موز خوردی؛ زیاد دوست نداشتی قیافه اتو چپر چلاق می کردی نمی دونم شاید چون اولین بار بود که موز می خوردی این جوری بود ؛خدا کنه دوست داشته باشی گلم ؛ چون مامان بابات که موز خیلی موز دوست دارن دیروز مامانی بهت آب هویج داد که خیلی دوست داشتی موز رو هم امروز مامانی بهت داد...
نویسنده :
shiva
18:28
7 ماهگیه رونیکا جون؛ عزیز دل مامان و بابا
رونیکای عزیزم؛ 7 ماهت شد 2 روز پیش؛ خیلی خوشحالم گلم ؛ انشالله 120 ساله بشی عزیزم؛ انشالله خوشبخت و موفق باشی نازنینم؛ مامان و بابا عاشقتن عزیزم تو جون مامان و باباتی عزیزم هنوزم نمی تونی بشینی عزیزم؛ دورت بالش می ذارم میشینی اما بعضی وقتا لق می زنی و کله ملق می شی، یعنی می تونی بشینی اما تو نیم ساعت 2 بار بعضی وقتا 3 با صورت می خوری زمین ؛ دیگه کم کم داری یاد می گیری گلم واسه خودت صدا در میاری مثلا می گی : غی غی گی گی کی میشه حرف بزنی عسلم؛ بگی بابا , مامان کی میشه چهار دست و پا بری عسلم من منتظر اون لحظه های شیرینم قشنگم در ضمن خیلی بابایی هستی؛ واسه بابات خیلی ذوق داری و تا می بینیش کلی ذوق می کنی و می خ...
نویسنده :
shiva
15:40
اینم یه سرس عکس جدید از به به خوردن رونیکــــا جون مامان و بابا
عزیز دلم الان به به سوپ می خوری و حریر بادام و پوره سیب زمینی و ماست سوپ و پوره سیب زمینی و ماست و بیشتر از حریره دوست داری اما کلا بعضی روزا خوش غذایی و بعضی روزا خیلی بد غذا انشالله همیشه سالم باشی عشقم ...
نویسنده :
shiva
20:29
بازی رونیکــــــــا خانوم با تشک بازی و اسباب بازی هاش
رونیکا جونم این جغجغه رو خاله سحر برات خریده خیلی دوسش داری این شیر تشک بازیتو هم خیلی دوست داری مامان جون ...
نویسنده :
shiva
20:22
اینم یه سرس عکس دیگه از دختر ناز نازیم رونیکای عزیزممممممممم
این عکساتو خیلی دوست دارم قشنگم الهی مامان و بابا قربون خنده های شیرینت بشن ؛ عزیز دلممممممممممم الهی فدای اون نگاه مهربونت بشیم ماااااااااا؛ نازنین مامان و بابا الهی ...
نویسنده :
shiva
20:03
دختر قشنگم از 6 ماهگی به به می خوره
دختر نازنینم دیر به دیر وقت می کنم بیام وبلاگتو آپ کنم ؛ منو ببخش عزیزم؛ همش مشغول خودت هستم ؛ وقت نمی کنم گلکم الان اومد اولین عکساتو از به به خوردنات بذارم تو این عکس اول دوست داری قاشق رو ازم بگیری و خودت محکم نگهش می داری که ازت نگیرمش ...
نویسنده :
shiva
19:52
واکسن 6 ماهگی رونیکــــــــــــــــا خانومممم و سالگرد ازدواج مامان و بابا
عزیز دل مامان و بابا؛ خوشگل مامان و بابا 4 شنبه 20 آذر ماه سال 92 صبح ساعت 10 بیدار شدیم و بردم واکسنتو زدم. خوشگل مامان همه تو مرکز بهداشت نیم ساعت گریه می کردن بعد از واکسن ؛ اما تو دختر خانوم مامان و بابا فقط 1 دقیقه گریه کردی عزیزممممممم عشق مامان اوردمت خونه و بهت استامینوفن دادم شیرتو دادم خوردی و خوابیدی و تا 2 روز تب می کردی و بی حال بودی ؛ بی قرار هم بودی گلم ؛ اما زودی خوب می شی. این واسه سلامتیت لازم بود گلمممممممممم دیگه تا 1 سالگی واکسن نداری عزیز دل مامان و بابا راستی یادم رفت بگم شب قبل از واکسنت یعنی 19 آذر ؛ سالگرد ازدواج مامان و بابات بود عزیزم. بابا ساعت 9 خواب بود منو تو لباس پوشیدمو یواشکی آژانس گرفتیمو رفتی...
نویسنده :
shiva
2:24
عکس هاس آتلیه ای رونیکا جون
رونیکـــــــــــا جونم این عکس ها رو روز 12 آبان ازت انداختیم؛ از 8 صبح که می خواستیم بریم بیدار شدی و نخوابیدی ، همش تو آتلیه خوابت میومد؛ آخراش دیگه اصلا باهامون راه نیومدی و خسته بودی ...
نویسنده :
shiva
1:58








